جهان چه مسموم است باد های گلویش دیگر موسمی با طراوت از گردش فصول نمیدهد بر چشم اندازش گویا هنرمند سلیبریتی در پشت فرمان در حال گپ زنی با کریستیانو رونالدو انگشت سبابه اش را همراه با بطری شیشه ای نوشابه ی گاز دارش به دختر بچه های دبستان ایندگان میهن خود به گستاخی بیرون میندازد ،
جهان چه مسموم است که تنم به لرزه های وحشتناک زمان و مکان مناسب و نا مناسب عقوبت و پاداش نفرین و دعا هلاکت یا شهادت مثال شیمیایی در بمبهای بر سر شهری زنده و یا ناکازاکی و هیروشیما پس از تولد دوزخ انسانی در سیاره مان و عصبانیت ههای وزیران دو کشور در برابر اینکه کدامشان سگ حارتری است در برابر حفاظت از گله ی چوپانی که او را نان خشکیده ا بوقلمون میداد .
این. جهان بشکلی نا باورانه مسموم است که ایا جوکی در حال روایت است دائم با دهان کف کرده از الفاظی تکراری برای گفتن اعتراض یا اثبات خوبی برایمان خوب است یا تعادل ، حاج و واج در اتوبان مقابل کامیونی که با سرعت نرمالی برای خدمت رسانی به شهر راه هر روزش را با بوق ممتد میپیماید و من در زیرش شبیه به تام در ماجراجویی های انیمیشن جذابش پهن آسفالت میشود خودم را. مییابم
A