پاییز گم میشوند،
بیصدا، مثل غصههایی که در دل نهان میمانند.
هوا سرد است و خاطراتت گرم،
در این مسیر سرد و بیپایان، تنها میمانم...
از تنهایی نمیترسم، از سرمای پاییز میترسم،
که مانند دستان سردِ بیوفا، مرا در خود فرو میبرد.
آسمان خاکی، پر از ابرهای تیره،
در دل شب، همهچیز را به سکوت میکشاند.
از یاد تو نمیترسم، از غمِ فاصله میترسم...
S