ی

آمدی ، دنیا منور شد ، ز یمن این قدم چون درخت بید خم شد،پیش زانویت…

آمدی ، دنیا منور شد ، ز یمن این قدم
چون درخت بید خم شد،پیش زانویت قدم
گر، به چوب عذر، خواهی زد، تمنا می‌کنم
زانکه اندر مکتب عشق، از دروس خود ردم
گر رخم همرنگ خون بینی ننوشیدم شراب
بر لب زرد خود از، این لاک سرخ تو زدم
آمدی ، بر جان من ، انفاس روحانی، دمید
زنده شد، جان و تن و، آمد به دنیا ، از عدم
خوب بودی،خوب هستی،خوب ‌میمانی،ولی
نی عجب، گر رو بگردانی، چو می‌دانی، بدم