Poemia
The Venting App
1M+ vents and counting

Just need to vent.

Read real feelings from real people. The app to say what you can't say anywhere else.

Latest vents

Read what's real.
A
ali
۱ مرداد ۱۴۰۵
حـقـیـقــت را نـه بـا مـردم تـوان گفتن که این مردم بسی در جهل خود خفتن به کوه و دشت و صحـرا بایـدت رفتن چو پاکی پیشه کردی ، گـوهـری سفتن
N
neda2sy
۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیگر نه هم‌سفرِ آسمانی‌ها خواهم شد، نه چشم در پیِ آنان خواهم دوخت. آن‌ها که ماهورِ فریب بر سرمه‌ی چشمانت می‌نشانند و آسوده، بی‌هراس از زخمِ دل، عبور می‌کنند، از من گذشته‌اند. و این دل، چه سخت تازیانه‌…
م
مردسادهmarde
۲۴ تیر ۱۴۰۵
دلم را می کشاند تا مسیر سخت و آسانش/همان عشقی که می خواهد مرا یک عمر مهمانش/ چنان سرشار از شور و تب شیدایی ام هستم/که می بارد برای من دمادم لطف بارانش/شدم من منتظر در این بیابان شکیبایی/به امیدی که م…
A
ali
۲۲ تیر ۱۴۰۵
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ مرو راهی که پایت را ببندند مکن کاری که هشیاران بخندند گه تدبیر، عاقل باش و بینا ره امروز را مسپار فردا بکوش اندر بهار زندگانی که شد پیرایهٔ پیری، جوانی حساب خود، نه کم گیر و نه افزون منه…
A
Ariamehr
۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیو و پری در قلب عشق افزون تر است یا که به سر خیره سری یک پای بینم سمت خود پای دگر در تاجری خواهم که پرسیدن ز تو ، زین حال های نو به نو دیدم تو خود در بندشان، یک بازی و صد داوری احساس های گونه گون…
A
ali
۱۶ تیر ۱۴۰۵
عشقِ حقیقی مالک نمی‌شود، آزاد می‌کند؛ و زندگیِ حقیقی آن‌جاست که با عشق، آگاهانه و در لحظه زندگی کنی.
A
ali
۱۶ تیر ۱۴۰۵
بغض مرا بغل کن، بر شانه ات ببارم لبریز دردم اما، با عشق ادامه دارم عمریست مشت ما را تقدیر. پوچ کرده از دست‌های این باغ، پروانه کوچ کرده....
A
ali
۱۴ تیر ۱۴۰۵
در گوشِ‌ دلم گفت فلک پنهانی: حُکمی که قضا بُوَد،زِ من می‌دانی؟ در گردشِ خویش اگر مرا دست بُدی خود را بِرَهاندَمی زِ سرگردانی!
A
ali
۷ تیر ۱۴۰۵
بدون انتظار داشتن عمل کن.
A
ali
۷ تیر ۱۴۰۵
چهره‌هایی متفاوت، اما همان مبارزه همیشگی در جستجوی آرامش، در دلِ شب ای کاش ظاهرمان، زخم‌هایمان را پنهان می‌کرد اما همه ما، به همان ستارگانِ یکسان می‌نگریم در اعماق وجودمان، همه حسِ یکسانی داریم ا…
A
Ariamehr
۵ تیر ۱۴۰۵
وقتی که اونچه داری تو دست و رایگانه بدون هیچ بهایی دست پیر و جوانه زوده هنوز بفهمی هر چیز بهایی داره سهم خودت رو بردار تا که هنوز بهاره اگر نه از دست که رفت تازه میشی باخبر چی داشتی تو زندگیت از نع…
A
Ariamehr
۵ تیر ۱۴۰۵
🌹کمک به مردم🌹 بر این هستی کمر باید به همت ببست از بهر دیگری به خدمت ولی باید طلب باشد در آن شخص اگر نه میکنی خود خدمت نفس اگر قصد تحول در کسی نیست به من چه که هم اکنون در چه سطحیست به تو چه دیگران…
A
Ariamehr
۵ تیر ۱۴۰۵
🌹 قوانین جهان کورند 🌹 جهان دارد قوانینی که پنهان بود از چشمها و فهم انسان نه منظورم قوانین طبیعیست طبیعت هم اگرچه زان جدا نیست قوانین جهان یا آنچه مادیست همه مشتق از آن قانون اصلیست مُراد من همان…
A
ali
۴ تیر ۱۴۰۵
گاه در چنگال عقل و گاه در بند جنون کُشت مارا زندگی هر دم به ترفند دیگر
A
ali
۴ تیر ۱۴۰۵
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بو…
A
AmirAli Rezagholi
۴ تیر ۱۴۰۵
م
مردسادهmarde
۴ تیر ۱۴۰۵
دوستان امشب مرا یاری کنید آب بپاشید کوچه را جارو کنید یار من از سفر آیذ همی من که مردم شما مهمانداری کنید... مردساده
A
ali
۲ تیر ۱۴۰۵
به عنوان بیننده ذهنت حاضر باش ؛ یعنی بیننده افکارت ، احساساتت و واکنش خودت در وضعیت‌های مختلف ، حداقل همانقدر که به آن وضعیت یا شخصی که باعث واکنش نشان دادن تو شده است توجه داری ، به واکنشی که نشا…
A
ali
۲ تیر ۱۴۰۵
دیگر نمی‌شود. زور می‌زنیم نمی‌شود، ایمان می‌آوریم نمی‌شود، فریاد می‌زنیم نمی‌شود، سکوت می‌کنیم نمی‌شود، مقاومت می‌کنیم نمی‌شود، مبارزه می‌کنیم نمی‌شود، تسلیم می‌شویم نمی‌شود. ما رها شده‌ایم
A
ali
۱ تیر ۱۴۰۵
این‌همه آدم، این‌همه رابطه، این‌‌قدر معاشرت و این‌قدر تعامل؛ پس چرا همه‌مان تنهاییم؟! چرا هیچ‌کس حالش واقعا خوب نیست؟ هیچ‌کس به فریادِ هیچ‌کس نمی‌رسد؟ هیچ‌کس برای هیچ‌کس کاری نمی‌کند و هیچ‌کس زبانِ ان…
A
AmirAli Rezagholi
۱ تیر ۱۴۰۵
دو غزل نذر دو تا دیدہ زیبا ڪردم عاشق شعر شدم شور تماشا ڪردم بیت دوم ڪہ زدم دست بہ اندام قلم جلوہ دیگرے از چشم تو پیدا ڪردم هر چہ مضمون نڪو بود در آن چشم سیاہ همہ را مثل خودت بین غزل جا ڪردم ط…
A
ali
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
در مراقبه... خاموش و آرام باش. هیچ چیزی را شخصی تفسیر یا قضاوت نکن....
A
ali
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
بشنو تو این نصیحت، بنشین به کنج خلوت بگذر ز نقش و صورت، بنگر درون و سیرت بیـا بـه کوی وحدت، گــم شو از ايـن منيت فـارغ ز هـر جراحت، بـگـــزيــن ره سلامت
A
ali
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
گر به سر دارد کسی فردا رَود از کوی ما یارب امشب کن مسیرش را مُهیا، بگذرد
A
Ariamehr
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
🌹نامه ی بی مخاطب 🌹 مخاطبی نداره این دو سه بیت کوتاه مینویسم نامه شه میندازمش ته چاه مقصر مشکلات نمیشه مسعول باشه اگرنه اینکه بازم همون کاسه و آشه اینکه شما همزمان هم دزد و هم پلیسی دولت خدمتگذار ب…
F
fatemeh4132
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دلم میخواد خودکشی کنم
M
mehdiebrahimzada
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
زندگی زیباست اگر به آن زیبا فکر کنیم
ن
ندابیات
۲۱ خرداد ۱۴۰۵
✨📌 وقتی دل، آیینه‌ی خداست... چرا بذاریم کینه‌ها روش غبار بندازن؟ 💔 زلالیِ دل، همون جاییه که می‌شه خدا رو دید... «درون ما ندای حق تبی دیرینه دارد بدا حال کسی که در دل خود کینه دارد چرا در عمق جان از…
A
areizo
۹ خرداد ۱۴۰۵
🥺😔❤️‍🩹
N
Nabura
۸ خرداد ۱۴۰۵
اگر توی دنیا کسی هست که دو برابر تو تلاش میکنه ، چیزی برای جنگیدن داری ؛ ..