A

چهره‌هایی متفاوت، اما همان مبارزه همیشگی در جستجوی آرامش، در دلِ شب ای کاش…

چهره‌هایی متفاوت، اما همان مبارزه همیشگی

در جستجوی آرامش، در دلِ شب

ای کاش ظاهرمان، زخم‌هایمان را پنهان می‌کرد

اما همه ما، به همان ستارگانِ یکسان می‌نگریم

در اعماق وجودمان، همه حسِ یکسانی داریم

امیدی خاموش، در میانِ درد

مهم نیست چقدر دور، مهم نیست چقدر نزدیک

ما می‌شکنیم، ترمیم می‌شویم، و همچنان اینجاییم

اگر احساس گم‌شدن می‌کنی، تنها نیستی

ما بیش از آن‌چه فکر می‌کردیم، به هم شبیه‌ایم



ما با سنگینیِ دیروز از خواب برمی‌خیزیم

رویاها شکسته‌اند، اما ما راهی پیدا می‌کنیم

در میانِ هیاهو می‌دویم، به امیدِ حسِ زنده بودن

خودمان را گم می‌کنیم، فقط برای اینکه زنده بمانیم

اما در اعماق وجودمان، همه حسِ یکسانی داریم

آتشی آرام، دردی پنهان

مهم نیست چه راهی، مهم نیست چه ترسی

ما سقوط می‌کنیم، برمی‌خیزیم، و همچنان اینجاییم