A

🌹نامه ی بی مخاطب 🌹 مخاطبی نداره این دو سه بیت کوتاه مینویسم نامه شه…

🌹نامه ی بی مخاطب 🌹

مخاطبی نداره این دو سه بیت کوتاه

مینویسم نامه شه میندازمش ته چاه

مقصر مشکلات نمیشه مسعول باشه

اگرنه اینکه بازم همون کاسه و آشه

اینکه شما همزمان هم دزد و هم پلیسی

دولت خدمتگذار با شهرت رئیسی؟

اگر واست مهمه تا ببینی دزد کیه

اونی که خاک و آب رو داد به چین و روسیه

تا ما تماشاگریم همه چی جلومونه

خونمون توی شیشه ،شیشه هم توی خونه

تعادل تو تقاضا وقتی که نیست با عرضه

رییس بانک مرکز برد هر چی پول و ارزه

مسعول اگر فاسده بگو مقصر کیه؟

درمان چرا وقتی که اصل روی پیشگیریه

فاعل اصلی کجاست برو ببین اون کیه

مرکز کجا گم شد و مهم شدش حاشیه؟

مرکز داستان منم من همه ی مردمم

مردم فلانن همه،من چی شدم، گم شدم؟

مردم مثل رودخونه که پشت سدن انگار

تو انگشت پیتری توی سوراخ دیوار

مردم یه اختراعه که تولید نشد هیچوقت

هم شریفن هم عزیز هم مهربون هم بدبخت

میگن تو راس مردم، یک نفری رییسه

مردم دنبال کارند ، رییس به لفت و لیسه

وقتی که پشت آدم به مردمش نباشه

طبیعیه که پشتِ ، مردم رو بیضه هاشه

مجموعه وقتی باشه بکلی ناخوداگاو

حاصل انتخابه مجموعه هست خود گاو

مسعول تو ایران یه جور ، محموله ی سریّه

کارش فرار کردنه به روسیه سوریه

به هر چی بی ارزشه، اینجا میگن ارزشی

سپاه صدر اسلام حالا شده ارتشی

پنجاه ساله کشورم تو یک پیچ حساسه

نیم قرنه تاریخ فقط تو یک برهه ی خاصه

ازین مساعل دیگه انگار باید بگذرم

دنیای من هر کجاش مشکله مسعول منم

مردم یه اسم دیگه ست واسه اشاره به خود

اون قسمتی که ازش ناخودآگاهه وجود

بسه دیگه اینو اون، بسه دیگه دیگرون

شتر جاش امنه وقتی علی باشه ساربون

خسته شد از نمردن ، شرم رو به خونه بردن

شیوَن یه بار مرگ یه بار، مابقی رو سپردن

گور بابای فرصت ، ما و اینهمه ذلت

از ترس جون کشیدیم اینهمه خار و خفت

مردنه با افتخار بهتره از یک هزار

زندگیه نکرده برای مرگ انتظار

آخر داستان واست میمونه روسیاهی

سبزی پلو با ماهی ، ارزشی و سپاهی

سرباز بشمار جوجه رو آخر پاییز گذشت

جوجه نه جوخه قربان، رییس ولی برنگشت

Ariana🌹