باران..
باران که میچکد
کوچه پر از عطرِ نفسهای زمین میشود،
دل،
بیاختیار
میلغزد تا لبهی پنجره
تا شاید قطرهای
تمام غصههایش را
از شیشه پاک کند.
باران میبارد
و شهر
برای لحظهای کوتاه
یادش میافتد
که میشود
پاک بود
و دوباره نفس کشید.
A