بودست ب میل تو همه بود و نبودش
بودست ب میل تو رسم وجودش
چ بودن ها ک پای تو لغزانید
همیشه تو بوده ای عزم سرورش
ب تلافی آن همه غم یک بارە ای کاش
یک بار ز دل گویم شرم بر عروجش
همه افکار من در بند اویند
با این بمبست من غم بر غرورش
توان آنم نیست ک زد دل رانمش ای وای
یا آسان گویمش کم مانم ذلولش(ذلول:مطیع)
مرا در ره عشق پاک کردند ک عیشیست
تمام من چ خواهم و چ نخواهم سرم وجودش...(سرم: تسمه)
ڕێبوار
ڕ