خ

باز

باز
باز شب اومد خسته از در اومد
نای رفتن پای رفتن نیومد نیومد
دل پریشانی از در،درا ومد
یاربا عشق می به لب اومد لب
تشنه از من خسته از من در اومد
وای
نگو نگو که دلم سر اومد