خ خلیل fa ۵ آذر ۱۴۰۴ باز بازباز شب اومد خسته از در اومدنای رفتن پای رفتن نیومد نیومد دل پریشانی از در،درا ومد یاربا عشق می به لب اومد لب تشنه از من خسته از من در اومد وای نگو نگو که دلم سر اومد