چوبه دار
از چه غم یار دل زارم شدهمونس این قلب بیمارم شده
در فراق یارک دردانهام
در دوغمهای تو دل دارم شده
درد عشق و درد دل دادن چرا
همنشین این شب تارم شده
آشنای بیوفا دیدم بسی
تکیه بر هر خار و خس کارم شده
میتپددل در پی ماه رخت
غربت و این بیکسیها چوبه دارم شده
در میان قوم و خویشانم تک و تنها
رو به هر گل کردهام خارم شده
بیوفایی پیشه کرد آن آشنا
یار دیرینم ز اغیارم شده
دل به هر که بستهام این روزها
با شکستن ثبت افکارم شده
بشکند آن دل که تنها میشود
مرهمی بر درد بسیارم شده
شک نکن تو در وفاداری غم
او فقط یار وفادارم شده
بی سبب پر غم نگردد دل (همایون)
بی غمت گویم چه کس یارم شده
همایون پارسا