A

درون ..

درون ..

درونِ خویش فرو رفتم،

چونان شکفتنِ شب در آغوشِ سکوت.

میانِ خاطره‌ها،

صدایِ گام‌های گم‌شده‌ام پیچید

و آینه‌ای که ترک برداشت

نامم را بی‌صدا تکرار کرد.

غرق شدم…

نه در اندوه،

نه در امید—

در من،

در آن جایی که جهان

بی‌هیچ قضاوتی

مرا همچون قطره‌ای بی‌وزن

در خود رها می‌کند.
درون ..