دوست خوب
دوست نیکو، چون چراغی در شب است
راه دل را روشن و بیمانع است
دوست بد، چون سایهی دیوار سرد
میفشارد جان و میبندد به درد
با نکو بنشین، که جانت پر شود
از صفا و مهر، جهانت سر شود
همنشینی با نکو، آرام جان
همدم بد، تیرگیِ هر ساعَت است
S