F

غم دنیا

غم دنیا

زِ جورِ زمانه، جانِ من آتش‌فشان است

لبخند اگر هست، نقابی بر فغان است

هر دیده‌ای افتاد به سویم، خنجر آورد

این شهر سراسر به دلم بی‌امان است

عمری‌ست شکستم، نه کسی دید، نه پرسید

این دردِ مداوم به تنم استخوان است

فاطمه، شب و روز دلم روضه‌خوان است

چشمانِ من از گریه، دریایِ طوفان است

Fatimah Mohammadi