A

🌹حلاج اشارت گو🌹 در دست نه ابزارم نه بنده ی بازارم کارم نه به این عالم ، عالم…

🌹حلاج اشارت گو🌹

در دست نه ابزارم نه بنده ی بازارم

کارم نه به این عالم ، عالم همه در کارم

مستور به جسم اما ، این خاره نمیخارم

نی در کلماتم من ، وز واژه بود عارم

چون شمس به تبریزم در غربت و خود خانه م

نی بند زمانم من زاینده ی امکانم

از نام مگو با من کز خلق گریزانم

هر خلق که شد خالق من خلق همان دانم

گر در پی من آیی گمگشته و پنهانم

ور در پی خود باشی من آن خود خندانم

نی نام و نه سرواژه نه بنده ی عنوانم

از بهر تو در جسمم ، آزاده به زندانم

در چهره نو رفتم تا روی نگه دارم

از خاص شدن بر عام معذورم و بیزارم

حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد

وز تندی اسرارم حلاج زند دارم

اسرار مکن خواجه من با تو نمیگویم

من خاره نمیخارم من مرده نمیشویم

Ari🌹 ..