L

خداحافظ

خداحافظ
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی ارد
و برف ناامیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق؟از دلبستگی هایم؟
چگونه می روی با آنکه می دانی چه تنهایم؟

خداحافظ ، تو ای همپای شبهای غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم؟
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی!