کارهای زیادتری دارم،
باید کمد لباسها را خالی کنم،
همچنین اندازهها را که
از اشتیاقم آویزان بودند!
باید پایین بیاورم
اشیای خستهی اتاقها را
از چرخهای تکرار.
کارهای ناتمام دیگرم را
میسپارم به تو.
تابلوهای کوچک را که
دردهای وخیمی دارند،
پیوند بده به تابلوهای بزرگتر.
پردهها را بکش گوشهای
و دلهرههایش را بتکان.
در گلدانهای خسته
متولد نمیشد دانهای،
و من از دست داده بودم ایمانم را
به گلهای خانهدار.
تو اما،
به آنها آب بده.
تختِ چوبیام
حرفهای ناگفتهای داشت از جنگل،
باید برگردم به آغوشش.
تو به کارهایت برس،
جوانهای
از بالشم بلند شده بود و
برای خوابهایم تصمیم میگرفت.
تو به کارهایت برس،
من باید بخوابم.
#سولماز_نعمتی #شعر #سولماز_نعمتی@solmaznematiii
#شعر@solmaznematiii
https://t.me/solmaznematiii
S