کوی جدایی
در کوهستان بودم
آواز خواندم
دیدم کسی دیگر آوازم را میخواند
از جنس من است
رفتم به دنبالش
تا که پیدا کنم جنسم را
پیدا نکردم
سکوت کردم او هم سکوت کرد
شلوغ کردم آن هم شروع کرد
با خود گفتم
دیدی چه شد
هر چه میکنم آن میشود
پس بدان نتیجه رسیدم
هر چه کنم آن میشود
دیگر بس کن
بدان که چه میکنی در روزگارت
پایان
س