لیلی تر از لیلی
لیلی تر از لیلی، بیم است که چون مجنون
عشق تو دهد آزار، سازد ز دلم محزون
از تابش روی تو، خورشید شود پنهان
از بویِ خوشِ مویَت، گُل گشته چو یک مجنون
چون قیس به صحراها، سرگشته شوم هر دم
در حسرت دیدارت، سوزد دل و هم چون خون
ترسم که ز عشقت من، رسوا شوم در عالم
در کوه و بیابانها، گردم ز غم افسون
این دل که اسیر توست، در بند و تب و تاب است
از هجر تو ای زیبا، لبریز ز درد و فسون
ای ماه دل افروزم، رحمی بنما بر من
کز دوری روی تو،محراب گردیده دلش خون
علی محرابی
اینستا
Alimehrabi11059