ما ، گنهکاریم ،،مادر،، بیگناه
ما،سیه،چون،شام،،مادر،،همچو ماه
ما، شب و ،،مادر،، همه، انجم ،بود
روز ، اندر ، روشنی اش، گم ،بود
ما همه، از، سنگ خارا ، خواب، تر
مادر است ، از، آب ،هم، او، آب، تر
او، چو اشک و آه، من چون، آتشی
ای،توبرگوتا کی،است این سرکشی؟
چند،چون ،آتش به جانش، تاختم؟
غم ،چو آتش ، بر، دلش، انداختم؟
گر ، تمام عمر ، را ، زاری، کنی
نیست ، یارایی، ورا ، یاری، کنی
کس ، نپیچد ، کاش ، از فرمان تو
نشکند ، کس عهد، چون،پیمان تو
آنکه ، تخم ، کینه، در دل کاشته
گل ، ز قلب مادران برداشته
ای زمین هم، آسمان، چون جای تو
بر رخ فردوس ، جای پای تو
مهر ، را ، از مادر ، ار ، آموختی
نام او را ، بر کسی نفروختی
ی