م

مستی یار

مستی یار

هر که را از خم میخانه شرابش بدهند/وقت دلواپسی اش حال خرابش بدهند/هرگز از مستی یارش نتوان فارغ شد/ از لب نوش غزل جرعه ی آبش بدهند/حاجتی هم اگرت هست ز میخانه بگیر/هر که آمد به درش زود جوابش بدهند/

مرد ساده