پل
بیا
پل ها را پشت سر
خراب کنیم
و خیابان را پر کنیم
از صدای قهقه ی خودمان
من
سیاره می شوم
تو
ماه باش
یا اگر جرآت داری
خود آفتاب
یخ های دل
آرام ذوب می شوند
انارها
از ذوق ما ترک می خورند
لبوها
رنگ شان سرخ تر از همیشه می شود
و آسمان
ساکت نمی ماند
او هم
با ما می خندد
و در این لحظه
دنیا
نه مال ماست
نه مال هیچ کس
اما ما
همه چیزش را
احساس می کنیم.
S