S

(:

(:
دگر با من حرف نزن از خوشحالی
چقدر بگویم از این بی حالی
مغموم گشته ام در این چند سالی
ای مغموم گشته کسی گفت در چه حالی
باران امید نیامد سبزه زار افتاد به خشکسالی
وعده باران ندهید ابر ها می ایند اما تو خالی