ه

پیله زندگی

پیله زندگی

در لابلای برگ های زندگی

راه میروم

دیدم به چشم خود

کودکی که از فقر مرده بود تنش

افتاده در زیر برگ

خش خش می‌کند

نمی دانم صدای برگ بود

یا استخوان تنش

برگ برگ