قلب شکسته
قلبم شکست،
مثل آینهای که تصویر عشق را دیگر بازتاب نمیدهد،
هر تکهاش، خاطرهای خونین از نگاهت،
و سکوت، تنها مرهمیست
که بر زخمهای بیپایان مینشیند.
اما در میان این ویرانی،
صدای آهستهی امیدی پنهان میلرزد،
شاید روزی، از دل همین تکههای شکسته،
نوری برخیزد،
و دوباره، عشق را بیاموزد.