رها کن…
نه برای آنکه چیزی را از دست بدهی،
بلکه برای آنکه از وهمِ مالکیت بگذری.
هیچچیز از آنِ تو نبود؛
نه درد، نه عشق، نه حتی «من».
همه موجی بود در دریای بودن.
رها کردن،
فرو ریختنِ خویشِ ساخته است
تا حقیقتِ بینامِ تو آشکار شود؛
آنجا که نه چنگ زدنی هست
و نه ترسی از رفتن…
فقط سکوت است و حضور.
A
رها کن… نه برای آنکه چیزی را از دست بدهی، بلکه برای آنکه از وهمِ مالکیت…