راه سعادت
در حلقه ی رندان بین راه سعادت را
مستانه طلب کن تو جام ارادت را
صوت عبادت را بشنو ز نی عارف
بگذار به یک سو تو رسم و عیادت را
سوز نهانی را در سینه نگه دار تو
از خویش برون آ تا یابی نشانی را
در میکده بنشین یک دم به ادب خاموش
شاید که بیابی تو راز فراغت را
دل را به خدا بسپار از بند غم آزاد
برگیر تو از دوش بار جهالت را
از خود بگذر، بگذر از نام و نشان خود
آنگاه ببینی تو نور حقیقت را
در عشق فنا شو تا باقی بمانی تو
فانی کن از این دل هر فکر ضلالت را
چون نی محراب ساز دل خود باش
تا بشنوی از حق تو بانگ سعادت را
شعر علی محرابی