شب
شب ،
عبور شهاب واره گذرندگانت،
از کابوس شماره ۱۴۰۴،
ردی جا مانده نا خوانا،
از نت های خیس و باران خورده،
تنها غریو رعدی،
به نسبت چند گام،
خبر از سیلی ویرانگر می دهد،
چنگ نوازنده اش را از یاد برده،
جویبار بندی مست را می ماند،
می رود،
می رود تا گم شود،پنهان.