T

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی با تیغ مُدارا کنی و سنگ نباشی سخت است دلت را…

سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی
با تیغ مُدارا کنی و سنگ نباشی

سخت است دلت را بتراشند و بخندی
هی با تو بجنگند و تو در جنگ نباشی

از درد دل شاعر عاشق بنویسی
با مردم صدرنگ هماهنگ نباشی

مانند قلم تکیه به یک پا کنی اما
هنگام رسیدن به خودت لنگ نباشی

سخت است بدانی و لب از لب نگشایی
سخت است خودت باشی و بی‌رنگ نباشی

وقتی که قلم داد به من حضرت اُستاد
می‌گفت خدا خواسته دلتنگ نباشی