تف به ذات کثیفت
با تو که از پهلوی جداره دیوار
نگاه می کنی به نامحرم
روی منبر نشسته بود و داد و هوار
همه هم نگاه پایین منبر بر بر
منم طبق معمول دست زیر چانه
لبخندی خزنده روی لبانم
چه میگوید با که درگیر است
که خنده ام گرفت و هر هر
به من نگاه میکند و اخم
در دلم آخه مشکل ما همین نگاه است
نه چه مشکلاتی
از کدام و چی و همه
مشکل بدهی بقالی سر محل
یا نداشتن کیسه برنج و روغن
خنده ام بیشتر شد و هر هر
و نگاه
که تخم....بلند شو برو
مشکلات همه حل شد...
ه