تقدیر بود
دل همیشه با رخ زیبای تو درگیر بوداو فقط با یاد تو در این غل و زنجیر بود
بعد عمری انتظار او میل دیدار تو داشت
روی تو از دیدن چشمان او هم سیر بود
از چه رو ماندی تو او را در غم نادیدنت
گرچه آمد او ولی افسوس دیگر دیر بود
رفتنی هستیم از این دنیای صدرنگ
آنچه آمد بر سرمان علتش تقدیر بود؟؟؟؟؟
همایون پارسا تابستان ۴۰۳