ای عزیز رفته من
دگر نخواهم دید تو را بعد از این
شد دیدار قیمت تو مرگ
روزای خوبمان رفت دگر برنمیگردد
کاش بمیرد ماه آسمان که ماه من را روبود
باران میبارد که شاید بتواند یاد تورا ز قلب من بشوید
اما سعی بی فایده میکنید این باران
چه کند که خیالی نیست مرا باران که حال عاشق را نمی دادند
نمیداند که هیچ بارانی ز قلب من نمیشوید تو را
که بودنت نقش بسته براین جان و تنکه تا ابد و یک روز اسیر آن خواهم بود