A

ای صاحب استادی و پیری ای صاحب استادی و پیری وی در طلب روشن ضمیری ای مورتیِ…

ای صاحب استادی و پیری

ای صاحب استادی و پیری

وی در طلب روشن ضمیری

ای مورتیِ تو همه کریشنا

ای مترجم اشو و بودا

ای شاکتیِ تو هم عرض شیوا

جاری شده در کانال سوشومنا

ای رسیده به سات چیت آناندا

چون پاراماهانزا یوگاناندا

برخاسته در تو کندالینی

کندای تو اصل بقیه چینی

سوزاننده ی تمام کارما

ای چوانگ تزو, ای بودی دارما

ای همیشه در سماع و در رقص

مولوی کیه دلت خوشه شمس

ای صاحب انواع کرامات

ای خراب تر تو از خرابات

ای قدرت جنسی ات تجرّد

ای رها شده از زن و از خود

ای پیر طریق خودشناسی

ای دو حرف اول ریاضی

اردو زده ای به لحظه ی حال

ای طی طریق ، اصلا تو پورتال

ای بُعد جدید در کوانتوم

ای سطح ز سطحی بودنت گم

روح القدس زمانه ی ما

آزاد شده ز بند کارما

زردشت به نزد تو گرفتار

در گفتار و هم کردار و پندار

ای روشن ضمیر و ای رهایی

ما در شب و تو نور الهی