ز درد و تنهایی، شب ها گریه می کنم
زِ درد و تنهایی، شبها گریه میکنم
صدای سکوت، تنها همدمِ دل خستهام است
کسی نمیداند چه بر من میگذرد
که دلخستهام از بیوفایی جهان
و امیدم به لبخندت، همین تنها نوری بود
که حالا خاموش شده و قلبم سرد استز درد و تنهایی، شب ها گریه می کنم
زِ درد و تنهایی، شبها گریه میکنم
صدای سکوت، تنها همدمِ دل خستهام است
کسی نمیداند چه بر من میگذرد
که دلخستهام از بیوفایی جهان
و امیدم به لبخندت، همین تنها نوری بود
که حالا خاموش شده و قلبم سرد است