از خود به کجا شوی تو پنهان🌹
♒
از خلق چه میجویی، شادی به دل مسکین
هرکس که تو میبینی، بیش از من و تو غمگین
دین دین بکند واعظ دنیاش بچرخاند
ای گله رها کرده ، از گله مجو آیین
Ar..🌹
گر در پی آب و نان و خانی
بر آن برسی که بیمه ی توست
چون سیر شدی ز آرزوها
بینی که همان جریمه ی توست
Ar..🌹
★†★
ای گمشده در دنیا از خلق مجو چاره
هر کس که تو میبینی، بدتر ز تو آواره
آن را که تو در چشمت استاد فلان خوانی
در حال فرار از خویش مشغول سخنرانی
وان خَیّر درمانده ، از خویش جدا مانده
از ترس و خلإ بر خویش این نقش بپوشانده
هر صاحب عنوان را وین حال پریشان را
وان جمع گدایان بین دور شَهِ عریان را
وان خلعت نامریی از بهر تن و جان را
یک کودک بازیگوش برهم زند ایشان را
Ar...🌹
تو را از درد خویشت هست ناله
به خلقی چون کنی درمان حواله
برو ناصح که از خوب و بد خویش
چو باشی غافل از من غفلتت بیش
Ar..🌹
اندرونت گر بُود خالی ز لاف و ادعا
بهر مردم هی فروتن خود نمودن پس چرا
گر نداری در دهان دندان درّیدن کنون
از پی آهو دویدن تا که دیدن از کجا
Ar..🌹
من بنده ی عاصیم رضای تو کجاست؟
تاریک دلم نور و عطای تو کجاست؟
بر من تو بهشت را به طاعت بخشی
این مزد بود لطف و عطای تو کجاست؟
((خیام کبیر))❤️
هر چیز که من همی دانستم
وز کرده هر آنچه میتوانستم
در کار جهان بکردم و آخر نیز
از بهر گشودن، گره ها میبستم
Ar..🌹
مشکل چو نباشد تو یکی خلق مکن
شیرین که نشد تو دست کم تلخ مکن
در کار خودت اگر که سرگردانی
تحمیل دو صد عذاب بر خلق مکن
((Sh.N))
آن روز که قدرت جوانی بودت
در قلب نشان زندگانی بودت
وان دوره اگر سر آمدت با غفلت
وز خوب و بد و زیاد و کم کو سودت؟
((shahin))
هر چیز که آن خوشست نهی است مدام
تا مِی نشود دلیل این مردم عام
ور نه میِ و چنگ و صورت خوب و سماع
بر خاص حلال گشت و برعام حرام
((مولانا)) ❤️جناب
آن دوست که پاگرفتنت آموزد
در راه چگونه رفتنت آموزد
گستاخ مشو به طرح و شکلت امروز
با سوزن دوست هم فلک میدوزد
Sh.N