A

✨از ماست که بر دوغ✨

✨ Black Friday ✨

توی ایران همه چیز برعکسه

گربه مینوازه سگ می رقصه

وسط سال جمعه ی سیاه داریم

عید نوروز روی قیمت میزاریم

جمعه ی سیاه واسه خارجیاست

توی ایران همه جمعه ها سیاهست

بعدِ موشک تو خیابون رقصه

رقص بعد حمله بد میچسبه

ولی رقصیدن توی سیزده به در

جرمه و میشه برامون دردسر

توی دنیا هر کجا باشه پلیس

خیالت راحته که درگیری نیست

تو ایرون هرجا پلیس سر برسه

این خودش بزرگترین استرسه

اونجا از هر چی که مردم ترسیدن

به پلیس زنگ میزنن تا فهمیدن

اینجا باید از پلیس فرار کنی

بی جهت خودت رو استتار کنی

سر قتل و زد و خورد ، دیر میرسن

توی پارتی ها بی دعوت میریزن

هر جا که دعوا بشه پلیس میاد

  اختلاف ها همه میشه اتحاد

اینجا تخفیف روی هر چی که داره

میشه قیمت ماه قبل دوباره

کار ما تو همه چیز برعکسه

جایزه مهار شهوت ، سکسه

تا لب دریا می ریم خشک می شینیم

تو طبیعت پر و پاچه می بینیم

کِشتی مون تو گِل نشسته ما تو اون

همه با خدان ، بجز ناخدامون

دستمون نمیرسه به پشتمون

میزاریم خب زیر پامون نردبون

جمعه ها تو ایران همیشه بده

نه که من بگم به فرهاد گوش بده

کوچه ها باریک و جمعه ها سیاست

سیاه اصلا ساخته ی ایرونیاست

جمعه ی سیاه چرا؟ کِی تا حالا

رنگ تخفیف و خرید شده سیاه

مگه نه که روزِ شادی باس باشه

روزی که هر کسی شاد و سرخوشه

راز اینکه پشت این جمعه سیاهست

وضع ما مردمه پوچ و بی نواست

مردمی بی هدف و مصرف گرا

روی سطح زندگی ، بی ماجرا

پولی که هنوز نداری رو بزار

اونچه لازم نداری به دست بیار

صرف اینکه حالا نصفه قیمته

تخفیف هفتاد و پنج درصد زده

همیشه هر جا که وام دادن بگیر

قسطی زندگی کن و قسطی بمیر

قبل آفتاب برو و غروب بیا

بده قسط مبلمان و پرشیا

برو از پنج سالگی تو مدرسه

که خودت رو هی کنی مقایسه

که دیگه کافی نباشه اونچه هست

بشنو از موفقیت و شکست

که بهت بگن کسی باید بشی

موسیقی مُطربیه یا نقاشی

دکتری مهندسی یا تاجری

یا وکیل، فضانوردی یه خری

همه غیر مستقیم میگن مگه

مستقیم تر ازین هم داریم دیگه

حس خوب به خود چرا داشته باشی

اگه تو رقابت ها باخته باشی

یه کمی از همه چیز یاد بگیری

بره یادت که خودت چی دوست داری

تا که مثل کمپ کار اجباری

آرزوهات رو بدیم تو انباری

تا بهت بفهمونیم چی باس بشی

چجوری دور خودت مرز بکشی

تا از آینده تو رو بترسونیم

واسه چرخ دنده شدن بچرخونیم

تا بدونی علم یا ثروت بهتره

نمیگن که  بهتر از چی بالاخره؟

هیچکسی نپرسیده از چه لحاظ

زود بگو سیر بهتره یا که پیاز

این دو تا نه معنیه نه مقصده

علم و ثروت نه که خوبه نه بده

بستگی داره که دست کی باشه

که بگی آفته یا آفت کشه

مگه این دوتا رقیب همدیگه ن

سبب نقض و فریب همدیگه ن

مگه هر دو ، جون یا آزادی دارن

روزای خوب و بد و عادی دارن

بینشون دشمنیه دیرینه هست

از قدیم ها حُبّ و بُهت و کینه هست

این اراجیف دیگه از کی اومده

که بگیم یکی خوبه یکی بده

شستشوی مغزیه یا مدرسه

همه چیز بجز شما مقدسه ؟؟

روزی ۸ ساعت زمان کمی نیست

تازه گریه کردی نوزده بشه بیست

این شده بچه ای که بار اومده ؟

یعنی این زندگی کردن بلده ؟

فهمیدی چه چیزی خوب‌ و یا بده

حالا حاضر شو بریم دانشکده

بگو تنها یادگار این دوره چیه

گم شده مرکز و رفت تو حاشیه

مرکز وجود تو همون خوده

مرکزی که نیست حالا مردم شده

۶ روز هفته و ۹ ماه توی سال

اینهمه حضور غیاب ،جواب سوال

جور واجور کتاب درس و امتحان

شده کل زندگیت تا این زمان

حالا چی حساب میشی یه با سواد؟

تاریخ و شعر و زبان گرفتی یاد؟

حالا کودکی و بازی و نشاط

هر چی که مهمه در طول حیات

همه رو دادی ز دست و رفت به باد

کو دوباره تا خودت یادت بیاد

مدرسه برای هم رنگ شدنه

کشتن فردیت مرد و زنه

واسه جا افتادنت تو سیستمه

تا بشی تو هم یکی مثل همه

تا واسه جامعه آماده بشی

تا که خودخواسته خودت رو بکشی

از حالا گدایی شغل دائمه

هی طلب کنی خودت رو از همه

حالا گم کردی خودت رو یه نمه

یک نفر خودت شده یه جامعه

نه میشه تنها باشی نه با همه

جامعه ذهنه با کلی همهمه

هر جا که تنها باشی جامعه هست

به شکل استرس و ترس از شکست

نگرانی همه وقت و همه حال

که  نری با اشتباه زیر سوال

نکنه از دست بره اونچه که نیست

تو خودت شدی واسه خودت پلیس

تنها معیار میشه حرف دیگران

واسه حق کی دیگه میشه نگران

تا که هیچ جوره نری زیر سوال

که حقیقت زیر نقش هات بشه چال

انگاری تو شب جشن هالووین

از خودت ترسیدی رفتی زیر زمین

لباس و گریمِ زامبی کردنت

میکشی خرناس و خون تو دهنت

جامعه همیشه هست تو هالووین

میگی نه بشین و دنیا رو ببین

اونچه که مردم میگی یا دیگران

هر کی تو نقش کمیک یا قهرمان

هر کی تو نقش خودش رفته چنان

که هماهنگ باشه با جمع و جهان

وقتی که هر کسی کرده باورت

یکی از همه ، میشه خود خرت

اینجوری گم شدی، نه بین همه

همه ی عمر تو واقعا یه شبه

وقتی مُردی ، یعنی صبح روز بعد

نه که روح مونده ازت نه که جسد

تو نمیمیری که نقشت می میره

متولد شده  به مرگ اسیره

تو فقط یه نقش و ماسک بودی و پس

واسه ی مُردن اونچه نیست نترس

هالووین یه شب تو ساله ،تو برعکس

عمر تو ایفای نقش هات بود و بس

دنیا و جایزه هاش واست کمه

واسه نقشت توی فیلم (من - همه)

وقتی خود گم بشه در شکل همه

یکی میشه (من) و یکی (مردمه)

همگی اما فقط رو یک خوده

اونی که بشناسه خود رو خود شده

بیخودی چون با خودت چکار داری

جز خودت از همه چیز خبر داری

خودتو  ازین و اون طلب نکن

بی جهت روز خودت رو شب نکن

هر کسی مثل خودت یه گمشده

نخواه اونچیز که نداره بهت بده

🌹✨🌹

نه کسی راز گل سرخ رو شکافت

نه کسی  دنیای در خود رو شناخت

زندگی فقط یه بازیست با لغات

هر کسی زندونیه در کلمات

همه ی گفتگوها محاوره

خوبه، حرف زدن اگر یادت بره

هرکی جز خود، از همه با خبره

روی هر چیز و کسی نظر داره

هر کی انگار همه چیز رو میدونه

بعد می پرسه که چرا پریشونه ؟

چرا سردرگم و گنگ و گیج شدم

نه که راجع به همه، فقط خودم

باس به مردم همیشه کمک کنی

همه رو همیشه باس الک کنی

اینکه کاری نداره اون چیزی نیست

بدو ، راه برو ، بشین، پاشو، بایست

با همه همیشه مهربون بودم

همه حالشون خوبه بجز خودم

عزیزم چون همه چیز رو بلدی

هر درست و غلط و خوب و بدی

چی نباید یا  باید ، چه وقت ، کجا

جایی مونده واسه شادی یا خدا ؟؟

Ari..🌹