ازدواج
دوستی ابله خبر دادم که تاریخ فلان
جشن باشد دعوتی شما به ازدواجمان
گفتمش بیچاره جشن آخرت هست ازدواج
گرچه اکنون داغی و این درد دردیست بی علاج
جای تبریک داده ام سفارش اعلامیه
عکس قبل و بعد ازدواجش را زدم بر حاشیه
روی آن بنوشته ام عبرت شود بر دیگران
کین جوان ناکام شد بس کام برد از این و آن
او که عمری میگرفت کام مدام از دیگران
دیدی آخر دیگری آمد چه کامی برد از آن
بس که نازیدی به آن کرم و لقب دادیش مار
عاقبت بر گردنت پیچید چون طناب مار
Ar...