زندگی یعنی بهار
زندگی فصلی است مانند بهارزندگی شعری است غرق انتظار
زندگی دردی است از اعماق دل
زندگی یک کشتی مانده به گل
شور و شوقی از تمام بودن است
از ته دل لحظهای خندیدن است
بوسهای باشد ز لبهای نگار
میشود شیرین یقیناً انتظار
از لبان نازکش بوسیدن است
عطر گلهای بهاری چیدن است
دست در دست و غرق یک نگاه
در پناه هم بدون سرپناه
محو احساسات همدیگر شویم
معنی پیمانه و ساغر شویم
زیر پرتوهای بیرنگی ز ماه
لحظهای دور از تمام اشک و آه
معنی یک آرزوی ماندگار
از من و تو یک تبسم یادگار
در خیال روی تو دیوانگی
جز به رویت با همه بیگانگی
کعبه امید دل را تو یقین
شمع رخسار تو را من همنشین
بوی عطر آشنای من تویی
یار دائم با وفای من تویی
ای ( همایون) زندگی دل بستن است
لذت صدق و صفای این تن است
همایون پارسا بهار ۴۰۴ تهران ورامین